قاسم قاسمی
سُک سُک
1 در كوچه و بين خوب و بد عزرائيل افتاده ميان جزرو مد عزرائيل از شرم كبودي تنت هر لحظه مي ميردو زنده مي شود عزرائيل 2 هر شب شب بي ستاره سهمت بشود
آشفتگي دوباره سهمت بشود سخت است خودت تمام دنيا باشي... يك چادر پاره پاره سهمت بشود عيدآمده من چه بي قرارم بي تو آغاز هزارو سيصدو...اما نه امسال كه تحويل ندارم بي تو
باسلام و عرض تبريك سال جديد اميدوارم سال پر شورو و شعري داشته باشيد سال90با
همه ي خوبي هاش و بدي هاش تموم شد. بهترين خوبي كه برام داشت اين بود كه
دوستاي خوبي تو سراسر كشور پيدا كردم كه اين از همه چيز بهتره راستش مي خواستم چند رباعي بذارم و از نظرها ونقدهاي دوستان شاعر استفاده كنم اما به خاطر كم لطفيه عده اي فعلا دست نگه داشتم به
هر حال رباعي همش2 بيته و معمولا با يك انديشه شكل مي گيره كه اگر در مصرع
آخر اون انديشه شكل بگيره رباعي زيبا تر مي شه . اين انصاف نيست كه بيان
مصرع آخر رو كلمه هاش رو جابه جا كني بعد با اسم خودشون ارائه ش بدي به هر
حال وجدان شعري بد چيزي نيست... بگذريم مطلب بعدي كه مي خوام بگم به قول يك دوست ما ايراني ها عادت داريم بخنديم هر چيزي كه طنز باشه بهش مي خنديم آقاي مهران مديري تو طنز مرد هزار چهره به شاعرا توهين مي كنه اما ما كلي بهش مي خنديم مهران
مديري كارگردان بزرگيه من خيلي قبولش دارم اما توي ((مرد هزار چهره ))
احساس كردم به شعر و شاعر توهين شد و شعر يه هنر بسيار سبك معرفي شد من با
بقيه كار ندارم اما به شعور شعريم بر خورد سال
90رباعي هاي خوبي تو سايتها و كتاب هاي مختلف خوندم اما چندتا از دوستاي
شاعري كه رباعي شون رو از زبان خودشون شنيدم و لذب بردم 10تا رو انتخاب
كردم اميدوارم لذت ببريد باران آمد كه تو اسيرم كردي بيد مجنون سر به زيرم كرده اي عشق مگر چه كرده بودم با تو سالي دو هزار سال پيرم كردي بيژن ارژن -كرمانشاه ساكن تهران از لحظه دیدار دو تن می گوید جای لب تو بر لب لیوان یعنی حتا لب بی دهن سخن می گوید عباس صادقي زريني-تهران در حنجره، های و هوی خاموشی هاست چشمم همه پرده خطاپوشی هاست تا کینه به دل راه نیابد، هر شب در حافظهام جشن فراموشی هاست میلاد عرفانپور -شيراز ساكن تهران بي تاب تر از جان پريشان در شب بي خواب تر از گردش هذيان در شب بي رويت روي او بلاتكليفيم مثل گل آفتابگردان در شب محمد مهدي سيار -تهران تنها سر چشمهاي تو حرف زدم تا آخر چشمهاي تو حرف زدم ديروز براي مادرم يك ساعت پشت سر چشم هاي تو حرف زدم عادل حيدري-شهركرد عهدي است كه بسته ايم برمي خيزيم با اينكه شكسته ايم برمي خيزيم هر وقت كه نام عشق را مي خوانند هرجا كه نشسته ايم برمي خيزيم هادي فردوسي-شيراز از چهره ي افروخته شمعي داري پيداست بناي قلع و قمعي داري با هر كس و نا كسي نشستي جز من زيبايي منحصر به جمعي داري احسان افشاري-تهران هر جور رفاقت بكنم مي رنجي اصلا به تو عادت بكنم مي رنجي آنـقــــدر غریـبـه ام کـه حتی وقتی با اسم صـدایت بکـنم ، می رنجی الهام تفرشي-تهران با هر چه فريب و مكر ونيرنگ نشد هر بار زدم به دامنت چنگ نشد صد بار براي تو دلم تنگ شدو يك بار براي من دلت تنگ نشد وحيد اشجع -بروجرد بنويس كه از همان دواها بخورم بگذار كه از قشنگيت جا بخورم از شوق زيارت تو خانوم دكتر مجبور شدم دوباره سرما بخورم سعيد ربيعي -اراك از آتش عشق سوختن را بلدي از اين همه فعل جا زدن را بلدي اين عشق كرامات زيادي دارد اما تو فقط نيامدن را بلدي مرتضي خدايگان-كوهدست اين هم عيدي من به شما دوستان كه تازه درستش كردم ياعلي بااینکه رمین به آسمان محتاج است گاهی شده آسمان به آن محتاج است تهران و همه قشنگیش را دیدی گاهی به قم و به جمکران محتاج است سخت است به آبها نگاهت باشد لب تشنه تری چشم به راهت باشد سخت است که تکیه گاه لشکر باشی.. یک نیزه شکسته تکیه گاهت باشد از قاسم قاسمی به حضرت قاسم (ََََع) در سایه ی لطفتان مداوم هستم حرفی بزن و بگو مزاحم هستم من لایق نامتان نبودم هرگز شرمنده شدم از اینکه قاسم هستم از بودن و از نبودنت آشفتم هی حرف زدم شعر نوشتم گفتم: من مرد شکست خورده ای هستم که حتی به خودم تکیه کنم می اُفتم 2 از اینکه به تو نمی رسم آگاهم یک عمر برای دیدنت در راهم بی فایده است هرچه می گردم باز تو جنی و من شبیه ((بسم اله..))م 3 از کودکیم شعر به من تلقین بود چون قند و عسل برای من شیرین بود مستفعل فاعلات مفعولا فع لالایی مادرم ار اول این بود با سلام خدمت دوستان عزیز اسم کتابم رو می خوام ((لالایی مادرم از خواب بیدارم کرد)) بذارم لطفا نظر بدید با تشکر تو می روی و دوباره بد خواهد شد از این چمدان توی دستت پیداست چیزی که نباید بشود خواهد شد از اینکه نصیب تو شدم بیزارم آبان هزارو سیصدو شصت وشش صد مرتبه از تولدم بیزارم
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()

![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |




